تبليغاتX
نقده ی کوردستان

نقده ی کوردستان

در باره ی نقده و کوردستان

 

به نقل از سايت  http://hovsepian.wordpress.com/

در این نوشتار قصد دارم با استناد به کتاب تاریخ ارمنیان نوشته مورخ ارمنی قرن پنجم؛ پاوستوس بوزاند بسیاری از باور های پان تورکیستی را مورد نقد قرار دهم. خوشبختانه این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمه و توسط انتشارات ناییری منتشر شده است. در ابتدا، اصالت و اعتبار این کتاب مورد بررسی قرار می گیرد و سپس مطالبی چند در مورد خود پاوستوس بوزند و شخصیتش مطرح می شود. سعی شده که از مقدمه خود کتاب جهت آشنایی با آن استفاده شود. با معرفی و خواندن این مقدمه، به خود کتاب می پردازیم.

 

تاریخ ارمنیان، نوشته بوزاند

مورخان ارمنی، همواره منابع معتبری برای تاریخ ایران بوده اند. چنانکه استادان و دانشمندان شهیری، همچون استاد سعید نفیسی، ابراهیم داود پور، محمد علی شوشتری، دکتر عزیزالله بیات، آرتور کریستنسن، نینا پیگولووسکای، ویکتور لانگوا، یوزف مارکوارت و دیگران بر این نکته اشاره داشته اند که منابع ارمنی جهت پژوهش در تاریخ ایران بی نهایت اهمیت دارند. منابع ارمنی نه تنها دارای آگاهی های گرانبهای تاریخی هستند، بلکه دربرگیرنده واژه های پهلوی بی شماری هستند.

متاسفانه این منابع کمتر به زبان فارسی ترجمه شده اند، این درحالیست که اکثر این کتب به زبان های اروپایی ترجمه شده و در دسترس محققان قرار گرفته اند. یکی از این منابع، تاریخ ارمنیان بوزاند است.

این کتاب دربرگیرنده رویداد های سده چهارم میلادی در ارمنستان است. در این دوره تاریخی، ارمنستان رزمگاه دولت های ساسانی و بیزانس بود، بنابراین اکثر رخداد های اتفاق افتاده در این دوره، با تاریخ ایران و بیزانس ارتباط پیدا می کند. این ارتباط تا حدی پیش می رود که دکتر بیات، ولادیمیر مینورسکی، دکتر محمدجواد مشکور، کریستن سن، استاد عبدالعظیم رضایی، آلفرد گوتشمید و اساتید دیگر، این کتاب را موثق و قابل اعتماد می خوانند. تایید این اساتید، نشاندهنده اعتبار این کتاب است.

درباره نویسنده این کتاب اطلاعات خاصی نداریم، جز اینکه وی یک ارمنی مسیحی و از دودمان ساهارونی بوده است. نام او پاوستوس(یک اسم رایج اروپایی) و لقب او بوزند است. واژه بوزند بدلیل نا آشنا بودن سبب گشته که عده ای وی را به اشتباه بوزنطی یا بیزانسی بنامند و او را از اهالی بیزانس و روم بدانند. عقیده استپان مالخاسیان(زبان شناس برجسته ارمنی) این است که بوزند به صورت بو+زند می باشد. بو در زبان سانسکریت به معنای بودن و وجود داشتن و زند در زبان اوستایی به معنی شرح و تفسیر می باشد. پس بوزند تقریباً تفسیرکننده رویدادها ترجمه می شود. این نظریه را اکثر پژوهشگران پذیرفته اند.

این کتاب سرشار از اطلاعات تاریخی است، هرچند که پاوستوس در بسیاری از موارد جانبداری کرده و تعصب زیاد مذهبی از خود نشان داده است. این تعصب تا حدی بوده است که پژوهشگران ارمنی در ابتدا وی را یک یونانی خرافاتی می دانسته اند. اما فارغ از شخصیت وی، پژوهشگران امروزی اعتبار تاریخی کتاب وی را(بجز مبالغه های مذهبی اش) پذیرفته اند، هرچند که اشتباهات تاریخی نیز در کتاب وی وجود دارد.

بوزند و اتراک

پانتورکان مدعی هستند که تورکان در آذربایجان و ایران حضوری دیرپا داشته اند. واضح است که این ادعا کاملاً وقیح و دروغ است. حکومت تورکان در ایران با حمله بیابانگردان ولگرد سلجوقی(به رهبری طغرل بیگ) آغاز گردیده است. همین دودمان خونریز سبب شروع جنگ های صلیبی گشتند.

در سراسر این کتاب، هیچ نامی از قوم ترک برده نشده است. بوزند همصدا با تمام اسناد معتبر تاریخی، مردم آذربایجان را پارسی می داند. او با ذکر نام شهرها و مناطق مختلف، به ما یاری می دهد تا ریشه بسیاری از نام ها را بدانیم.

بوزند می نویسد:

“او آن گاه که این مقام را پذیرفت، و هنوز خردسال بود، که جمله کلیساهای آن سو را تا شهرستان های جانب آترپاتاکان آبادان و نو ساخت.” (دبیری سوم، بخش ششم)

ارامنه هنوز هم آذربایجان را آترپاتاکان میخوانند و این نشاندهنده ریشه اصلی نام این منطقه است. آکادمیسین واسیلی ولادیمیرویچ بارتولد، خاورشناس بزرگ روس در پیرامون نام آذربایجان اعتقاد دارد که این نام برگرفته از ساتراپ نشین آتروپات پارسی است(عقیده رایج و پذیرفته شده). این سرزمین در یونانیAtropatene به لاتین Atropatenae به عربی و پارسی آذرپادگان، آذربیجان و آذربایجان خوانده می شود. پس واژه سازی من درآوردی پانتورک ها درباره کلمه آذربایجان کاملاً اشتباه و آشکارا قوم گرایانه است.

اما جالب ترین بخش این کتاب، در مورد شهر تبریز می باشد. پاوستوس نام این شهر را به دو صورت تاوریش و تاورژ(دبیری چهارم بخش 25)می نویسد و آنرا پایتخت آترپاتاکان می داند. پس ریشه های این نام، همچون نام شهر های دیگر آذربایجان تورکی نبوده و نیست!

ادعاهای پوچ پانتورکان را بدرستی اولین بار شادروان کسروی با تحقیق درباره نام شهرهای آذربایجان زیر سوال برد. اگر این منطقه تورک نشین بود، باید تمام نام ها یا حداقل اکثر انها تورکی می بود، در حالیکه این چنین نیست. اسم مراکز سه استان آذری زبان، اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی، هیچ کدام تورکی نیست! اردبیل آشکارا کلمه ای پهلوی، ارومیه آشوری و تبریز ارمنی یا پهلوی است! تقلا و سعی پانتورکان برای تفسیر و ریشه سازی تورکی برای این اسامی اصیل، محکوم به شکست ابدی است.

مسلماً با خواندن سطر به سطر این کتاب، و دیگر کتب معتبر تاریخی، پی به حضور همیشگی پارسیان در آذربایجان می بریم. این منطقه هرگز تورک نشین نبوده، اقوام اولیه آن نیز تورک نبوده اند. مگر آنکه پان تورک ها و دلقکانشان(روانپریشانی مثل پورپیرار) چنین ادعاهایی بکنند!

بوزند در مورد اقوام مهاجم و وحشی که سپاهیانشان هون ها بودند صحبت می کند و از بی رحمی و خونریزی آنان شکایت می کند. او می نویسد که هون ها احکام مسیحی را نپذیرفتند زیرا آنان را مجاب می کرد که دست از قتل و غارت بردارند! افتخارات پانتورکان را ببینید!

برای بررسی بیشتر، توصیه می کنم حتماً این کتاب را تهیه کنید. این منبع یکی از هزاران منابع فوق العاده است که می توان با استناد به آن ها بدرستی ثابت کرد که تمامی ادعاهای قوم گرایانه و تجزیه طلبانه پانتورکی اشتباه و سراسر دروغ اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 1:6  توسط جوانان نقده  | 

تاریخ ایران شاهد حوادث غریبی است که در نوع خود بسیار شگفت آور است ،زمانی، مردمی که مورد هجوم اعراب واقع می شدند ، چنان خود را تسلیم شده یافتند که زبان نیایی را به کنج پستوها بردند و به مقاومتی مثال زدنی در تکلم زبان اعراب ، خود را از روی عمد چنان ناتوان جلوه دادند که اعراب، ایرانی را از سر توهین ، عجم و گنگ نامید و زمانی دیگر برخی چنان در آموزش عربی و فروختن تفاخر و تفرعن ، عرب زده جلوه کردند که حتی برخی بزرگان این سرزمین ، هجو به زبان عربی را بر مدح به زبان فارسی ترجیح دادند. برخی مانند "ابو حاتم رازی"چنان شدند که حتی اعراب آنگونه نبودند و بیشتر از آنان به عربیت تظاهر کرده ، و اساسا نشانه ای از ایرانی بودن را به کیمیا تبدیل کردند. اینهمه از سوی خود پارسیان بود،هرچند در ادامه این ایرانیان و زبان فارسی بود که قد برافراشت و ستبر گردید.

این روزگار غریب دگر بار تکرار شده و برخی از آذربایجانی ها ، زبان ترکی حاصل از حمله اتراک و مغول را چنان عزیز میدارند که گویی هاله ای از تقدس آنرا در برگرفته و تا آنجا پیش میروند که مداح هجوم برندگان و نابودکنندگان آذربایجان و ایران گشته اند. و از اینهم پای را فراتر میگذارند و علاوه بر انکار زبان باستانی آذربایجان و هویت آذری و ایرانی آن ، نژادگان خود را مغول و ترکان آنسوی جیحون می پندارند. و چنان در این هویت، لجوجانه ذوب گشته اند که مبلغ مغولان وحتی توجیه گر فرومایگی آنها میگردند.

پانترکان بیگانه گرا از این دسته اند و هویت طلبان آلتایی وابسته به آنان همواره میکوشند با جعل تاریخ و واژگونه نشان دادن وقایع تاریخی ، هویت و موجودیت دیگری برای مردم آذربایجان رقم زنند. و در این راستا به هیچ روی ، ابایی از تمایل و گرایش به مغولیّت نداشته و ندارند و بلکه آشکارا ذوب شده و مدافع آنند . هر چند در وقت مقتضی، از بروز این امر برای مردم آذربایجان و آذری های میهن دوست سرباز میزنند وبه دیگر سخن تقیه میکنند.اما واقعیت آنچیزی است که شواهد بسیار دارد، از کتب و نشریات و نظریاتی که بی هیچ شرمی، نشر و پخش میکنند. برای نمونه در ذیل سه تصویر شناسه دولتهای ترکی مغولی تحت عنوان " دولتهای بزرگ ترک- لشکر طلایی " همراه با شعری از کتاب جهانگیرنامه ، وصف حال ترکان مغول تبار ارائه میگردد . تصویر چهارم ، روی جلد فصلنامه "وارلیق" (هویت یا باشندگی) متعلق به آقای جواد هیئت ، ایدئولوگ معنوی تجزیه طلبان است.

 

 

دولتهای بزرگ ترک - لشگر طلایی    

                          

                                                 

 

                                                 

                                     

                                                 

 

با ملاحظه تصاویر فوق و مقایسه و تفاوت فاحش آنها با چهره مردم آذربایجان تنها میتوان بدور از هر گونه شائبه نژادی به شعر ذیل بسنده نمود.

 

همه پهن رويان كوتاه قد          ......................................... همه رويشان بود بي خط و خد

همه تنگ چشمان بيني دراز      ......................................... همه بد دهانان و دندان گراز

همه تندخويان و با كين و خشم  .......................................... به مال يتيمان سيه كرده چشم

همه تيره راي و همه بدگمان    ............................................................. كمر بسته در غارت مردمان

                                                                                                                                (جهانگیرنامه قرن ششم هجری)

                                        

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 0:16  توسط جوانان نقده  | 

 

سپاهیان متجاوز ترکیه چگونه رفتند و چگونه برگشتند ؟ !!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 15:42  توسط جوانان نقده  | 

مژده

ارتش متجاوز و وحشی و خبیث ترکیه بعد از تحمل تلفات زیاد ۱۴۵ کشته بیش از ۳۰۰ زخمی و سرنگونی یک هلیکوپتر کبری و نابودی بسیاری از ادوات جنگیش بعد از ظهر روز جمعه ۱۰/۱۲/۸۶ در یک اقدام فوری و با عجله فرار را بر قرار ترجیح داد .

ظاهرا طبیعت کوهستان نیز متنفر از ارتش خبیث ترکیه هوا را برای عملیات هوایی این ارتش ناممکن ساختند و این ارتش که بدون استفاده از تکنولوژی و هواپیما و اطلاعات صهیونیسم و ناتو یارای ساعتی برخورد با مجاهدین کورد را ندارد مصلحت در آن دید که بیش از این آبروی برباد رفته اش را دچار طوفان نسازد و گرگ های خاکستریش را به لانه ها و طویله هایشان برگرداند .       

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 19:7  توسط جوانان نقده  | 

بروسکەیەکی بە پەلە
 

ئاسۆ مەنگور
بروسکەی تەلعەت پاشا بۆ والی حەلەب ، ژمارە 1181 ، بەروار 16 ئەیلولی 1915
وەک پیشتر ئاگادارمان کردن لە لایەن کۆمەڵەوە ( مەبەست کۆمەڵەی ئیتحاد و تەرەقی) یە بە تەواوی بریار دراوە بۆ قەلاچۆ کردنی ئەرمەنیەکانی تورکیا هەر فەرمانبەرێک بەرهەلستی ئەو بریارە بکات لە کارو باری دەردەکرێت . بۆ ئەنجام دانی ئەو ئەرکە هەموو توندو تیژیەک بەکار دەهێنرێت ، بە هیچ شێوەیەک گوێ نادرێتە تەمەن ..ویژدان ...ژن...پیاو. ئیمزا ...تەلعەت پاشا

بەو شێوەیە 2000000 بە پێی هەندی لە سەرچاوەکان 2500000 خەڵکی نەجیب و بێ تاوانی ئەرمەنی و یەکێک لە گەلە رەسەنەکانی رۆژ هەلات قەلاچۆ کرا ، ئەگەر جیۆپۆلیتیکی دونیا بە بارێکی ترا نەسورابا هەمان پلان بۆ قەلاچۆ کردنی گەلی کورد لە ئارادا بوو ئەو گەلەی کە خاوەنی شارستانی سۆمەرو مادو داستانی (کەڵ گامێش _ە) و زۆر پیش مەغۆلەکان کە میژووی نارەسەنی ساختەیان لەو ناوچەیەدا لە 900 ساڵ تێپەر ناکات ، ئەگەر درۆو دەلەسەو ئیفترای ( بەرەی بەکرێگیراوی تورکمانی ) پشت گوێ بخرێت کە هەوڵ دەدات میژوی ئەو بیژوانە بگەرینێتەوە سەردەمی پێش هەموو شارستانیەتەکان لە ولاتی میزۆپۆتامیاو رۆژهەلاتی ناوەراست دا ، ئەو بەرەیەی کە بە پێی یاسای دەوڵەتی ئێراق ژمارە 111 ساڵی 1969 سزای ماددەکانی 156-158-159 بە سەرا دەچەسپێ (کە بە شێوەیەکی گشتی بریتیە سیخوری کردن بۆ دەوڵتێکی تر دژی بەرژەوەندی نیشتمانی ، سەروەری دەوڵەت ، کاریگەری لە سەر تیکدانی پەیوەندی دیبلۆماسی دوو دەوڵەت )
----------------------------------
TURKIYE BASKE BUYUK YOK
ئەوە یەکێکە لە دروشمەکانی ناسیۆنالیستی و رەگەز پەرستی مەغۆلە تورکەکان واتە (تورکیا مەزنەو لەویش مەزنتر نیە) ئەوە بە تەواوی راستەو نکۆلی لێ ناکرێت ئەگەر مەزنی بریتی بێت لە (terror) لە تیرۆرو کۆمەڵکوژی و سوکایەتی کردن بە کەلتوری مرۆڤایەتی و سامانی مێژویی گەلانی (ناتورک رەگەز ) وەک لە فەهەنگی ( بێ فەرهەنگی) تورانیەکاندا لە هەموو شتێ زیاتر دوبارەو سێ بارە دەبێتەوە .
ئەگەر مەزنی بریتی بێت لە کۆلۆنیالیسێرە کردنی نەک هەر سەروەری و خاکو دارایی بەڵکو دزی ئەدەب و هونەرو وێژەو ئاین و فەلسەفەی گەلانی تر .. کومان نیە کە (پەپولە شەو گەرەکان) لە خۆیان باشوەستاو مامۆستا تر نیە . زەبرو زەنگ و درندەیـــی ئەو رەگەزە مەغۆلیە بی کولتورە نارەسەنە وێرانکەرەی (کە بێزوو لە خوێن و سەر برین دەکات) ، لە (جەنگیزخان) و (تەیموری لەنگ) و (هۆلاکۆ) وە دەست پێ دەکات و بە سوڵتان عبدالحەمیدا گوزەر دەکات و دەگاتە نیۆ فاشیستەکانی (New Fascism ) وەک تەلعەت پاشا_ ئەنوەر پاشا_ جەمال پاشا _ دکتۆر نازم_ بەهادین شاکر_سەعید حەلیم و کەمال ئەتاتۆرک و لەوەش تێپەر دەکات و دەگاتە رژێمی ئۆتۆکراتی ناسیۆنالیستی (Tyrant ) و دۆگمای دێمیریل و ئەجەوید و (پۆرنۆ کلیپی سیاسی ) تاسۆ چیللەر ( دیماگۆگی) گۆڵ و ئەردۆغان لە بەینی (عیلمانی) و( ئیسلامی سیاسی) و شۆڤێنیزمدا ....
ئەگەر مەزنی ئەوە بێت کە هۆلاکۆ (1217-1262 ز) دوای داگیر کردنی بەغدا لە 10 فیبرایەری 1258 کە ئەوکات پایتەخی کولتوری و رەشەنبیری رۆژهەلاتی ناوین بوو زیاتر لە 100000 سەدهەزار کەسی کوشت و هەرچی کتێبخانەو مزگەوت بوو کردی بە (تەویلە)ی ئەسپ و هەرچی دەسنوسی کتێبخانەکانی بەغدا (باغی داد) بوو بە چەنگی چەپەلی خوێناویان بە ئاوی روباری دجلە (دە چڵە) و فورات (فرە دۆ) دا درا راستە ئەوان مەزنترین تاوانبارن لە مێژوودا ......
ئەگەر مەزنی و سەروەری ئەوە بێت کە تەیموری لەنگ (1336-1405 ز) تەنها لە ئەسفەهان 70 هەزار کەسی بێ تاوانی کوشت و فەرمانی دا کە منارە لە کەللە سەرەکانیان دروست بکەن و بەو شێوەیەش لە دمشق و حەلەب بە سەدان هەزار کەسی بە درندەترین شێوە خەڵتانی خوێن کرد و لە بەغداو دیار بەکرو ماردینیشدا هەمان شت ... راستە ( تورک رەگەزەکان ) مەزنترین دوژمنی شارستانی و مەزنترین دوژمنی وەجاخ و رەگەزی مرۆڤن......
جا ئەوە مشتیک لە خەروارێکی ئەژدادو ئابادی رژێمی کەمالیستی ئەتاتۆرکی شۆڤێنی رەگەز پەرستی کۆکوژ کە لەو کرمانە لەدایک بوو کە لە جەستەی تۆپیوی پیاوە نەخۆشەکەی (دوڵەتی عوسمانی 1280-1922) هەڵوەری ، ئەو گرێ کوێرەش وای لێ کردوە کە خۆی بە سەروەری گەلانی ناتورک بزانێت ، بەڵام کیشەی کەسایەتیە نەفامەکان هەمیشە لەوەدایە کە خۆیان لە خەلـــکی تر بە زانا تر دەخەملێنن و شتە گەندەڵەکانی خویان بە پیرۆزی خەلکی تر ناگۆرنەوە
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 18:57  توسط جوانان نقده  | 

حمید یوسف
 

حمله ترکیه و مقاوت ملت کرد!

‌ چگونه‌ است‌ ، تجزیه‌ کوسو و استقلال آن را از صربستان با جمعیتی 2 میلیون نفر ترکیه‌ جزء آن دسته‌ از اولین کشورهای جهان است که‌ به‌ رسمیت میشناسد ؟ ولی در داخل ترکیه‌ 20 میلیون کرد را برای به‌ دست آوردن کوچکترین خواست ملی خود به‌ تانک و توپ میبندد تا جای که‌ در عرض 30 سال نزدیک به‌ 35000 نفر از طرفین کشته‌ میشوند آیا فاشیزم ترک فکر میکنند مردم جهان کور و کرند ؟ این فجایعی را که‌ ترکیه‌ به‌ نام دفاع از تمامیت ترکیه‌ بر ملت کورد تحمیل کرده‌اند از چشم جهانیان نادیده‌ میماند ؟


هنوز یک هفته‌ از استقلال کوسو نگذ شته‌ است که‌ بار دیگر ثابت شد که‌ قدرتهای بزرگ و کشورها برای منافع خود حاضر به‌ هر بی پرنسیبی هستند نمونه‌ی این دوگانگی برخورد کردن را و به‌ اصطلاح (دوبل مورالی) را به‌ وضوح در به‌ رسمیت شناختن کوسو از طرف آمریکا و ترکیه‌ میتوان دید .

همچنانکه‌ من در نوشته‌ قبلی خود نیز از استقلال کوسو دفاع کرده‌ بودم ، و نوشته‌ بودم که‌ ملت کوسو نیز مانند هر ملتی دیگری در این کره‌ خاکی حق آزاد زیستن را دارند و اعلام استقلال آنها از طرف تمام آزادیخواهان و ملل تحت ستم قابل پشتیبانی است ولی به‌ رسمیت شناختن استقلال کوسو از طرف ترکیه‌ و آمریکا جای سوأل دارد و بحث بر انگیز و این مسله‌ در فاصله‌ زمانی یک هفته‌ بحدی مورد اظهار نظر عمومی جهانیان قرار گرفت که‌ اعتراضاتی را در اقصا نقاط جهان به‌ همراه داشت به‌ خصوص در روسیه‌ این اعتراضات چشمگیر بود و مقامات بلند پایه‌ لشکری و کشوری و همچنین روشنفکران روسیه‌ ، آمریکا و ترکیه‌ را در مقابل این سوأل قرار دادند .

که‌ چگونه‌ است‌ ، تجزیه‌ کوسو و استقلال آن را از صربستان با جمعیتی 2 میلیون نفر ترکیه‌ جزء آن دسته‌ از اولین کشورهای جهان است که‌ به‌ رسمیت میشناسد ؟ ولی در داخل ترکیه‌ 20 میلیون کرد را برای به‌ دست آوردن کوچکترین خواست ملی خود به‌ تانک و توپ میبندد تا جای که‌ در عرض 30 سال نزدیک به‌ 35000 نفر از طرفین کشته‌ میشوند آیا فاشیزم ترک فکر میکنند مردم جهان کور و کرند ؟ این فجایعی را که‌ ترکیه‌ به‌ نام دفاع از تمامیت ترکیه‌ بر ملت کورد تحمیل کرده‌اند از چشم جهانیان نادیده‌ میماند ؟

ترکیه‌ چگونه‌ جواب مردم دنیا را خواهد داد ؟ که‌ تجزیه‌ کشور کوچکی مثل کوسو را به‌ رسمیت میشناسد ولی مخالف تجزیه‌ کشور خویش است ؟ ان سوأل من حمید یوسف نیست این سوأل یک ژنرال روس است.

این سوأل را همین ژنرال روس و یک دیپلومات برجسته‌ روس از آمریکا نیز دارند چگونست آمریکا ملت کورد را به‌ خوب و بد تقسیم میکند ؟ 4 میلیون کورد در عراق همپیمانان آمریکا باشند

در صف کردهای خوب و دوست آمریکا ولی 20 میلیون کورد در ترکیه‌ دشمن و تروریست ؟چگونست آمریکا در حالی که‌ استقلال کوسو را به‌ رسمیت میشناسد و به‌ تجزیه‌ آن از صربستان رسمیت میدهد ولی در بخشی دیگر در جهان همکار ترکیه‌ و ارتش ترک میشود و اطلاعات نظامی در اخییار ترکیه‌ قرار میدهد برای کشتار ملت کورد این دوگانگی را ما چگونه‌ تعبیر کنیم در پیش خود به‌ غیر از اینکه‌ این حکومتها برای تأمیین منافع خود تمام اصولهای انسانی را زیر پا می گذارند .

و بر اساس همین استدلالهاست که‌ پۆتین اعلام میدارد اگر کشور و ملت روس به‌ فکر خود نباشد با مشت بر سرمان خواهند زد

آیا ماشین جنگی ترکیه‌ قادر به‌ در هم شکستن مقاومت ملت کورد و ( پ ك ك ) که‌ برای آزادی و حقوق انسانی خود با فاشیزم هار ترکیه‌ در گیرند خواهند شد ؟

به‌ عقیده‌ من ترکیه‌ در این جنگ شکست خواهد خورد در جنگ طرف پیروز وجود ندارد آن طرفی که‌ فکر میکند در جنگ طرف مقابل را شکست داده‌ است خود نیز شکست خورده‌ای بیش نیست

ترکیه‌ در عرض این 30 سال جنگ با ملت کرد بیشتر از 50 میلیارد دولار به‌ گفته‌ خود مقامات دولت ترکیه‌ هزینه‌ ماشین جنگی آن بوده‌ اگر این مبلغ را با آمار کشته‌ شدگان ویرانیها و از دست دادن بزنیس ( توریستی ) که‌ مردم به‌ مراتب بیشتری اگر جنگ در ترکیه‌ نبود به‌ ترکیه‌ سفر میکردند خسارت این جنگ برای ترکیه‌ شاید سر به‌ تریلیون بزند .

بنا بر این ترکیه‌ از همان روز اول شروع مبارزه‌ مردم کورد برای حقوق عادلانه‌ خود و رد دیالوگ و به‌ رسمیت نشناختن این حقوق طرف شکست خورده‌ این معضل بودند در زمان تورکوت اوزال رئیس جمهور پیشین ترکیه‌ که‌ بنا به‌ قولی ایشان نیز کورد بودند اقداماتی برای به‌ رسمیت شناختن حقوق کردها در ترکیه‌ و دیالوگ انجام گرفت ولی افسوس فاشیزم ترکیه‌ نظامیان این کشور با به‌ قتل رساندن ایشان و مسموم کردن، تورکوت اوزال ، جلو هر گونه‌ روند صلحی را بین 2 ملت کورد و ترک در ترکیه‌ به‌ شکست کشاندند.

من در این نوشته‌ قصد دفاع از پ ك ك را ندارم ولی آیا فرق بین تروریسم دولتی و تروریسم حزبی و گروهی چیست ؟ هر چند که‌ من به‌ هیچ عنوان پ ك ك را حزبی تروریستی نمیدانم چون دولتهای که‌ پ ك ک را تروریست مینامند خود جنایت علیه‌ بشریت را در گوشه‌ و کنار جهان به‌ عنیت نشان داده‌ اند .

در نوشته‌ قبلی در رابطه‌ با چگونه‌ سخن گوییم با فاشیزم و شوینیزم نیز بنیان داشته‌ بودم آیا معیار تروریست بودن چیست ؟

چرا پ ك ك میتواند تروریست باشد ولی ترکیه‌ نه‌ ؟چرا آمریکا میتواند مدافع حقوق بشر قلمداد شود ولی پ ك ك تروریست ؟اگر که‌ ترازوی عدالتی وجود میداشت و میزان تروریست بودن و ضد بشر بودن را نشان میداد کشورهایی مثل ، ترکیه‌ ، آمریکا ، ایران در انتهای خط تروریست بودن قرار میداشتن به‌ جرم آن همه‌ جنایت علیه بشریت این همه‌ زراد خانه‌های این کشورهای قلدر اصلأ برای چیست ؟ چرا این كشورها نصف بودجه‌ یا یک سوم بودجه‌ خود را صرف اهداف نظامی میکنند ؟ مگر غیر از این است تمامی این اسلحه‌هایی که‌ تهیه‌ میکنند برای آدام کشی است؟ چرا باید ملتی که‌ جنوساید میشود ، آسمیلاسیون میشود و برای رسیدن به‌ حد اقل خواسته‌های خود به‌ مبارزه‌ مدنی متوسل میشود تقاظای دیالوگ میکند باز زندانی میشود شکنجه‌ میشود و در آخر دست به‌ اسلحه‌ میبرد برای رسیدن به‌ این خواسته‌ها با لشکر کشی مواجه میشود و آن را تروریست خطاب میکنند کیست باید این قظاوت را بکند که‌ آیا ترکیه‌ با آن زرادخانه‌ عظیم تروریست است یا پ ک ک با 1000 قبضه‌ اسلحه‌ زنگ زده‌ که‌ برای دفاع از خود به‌ دست گرفته‌ خوانندگان این نوشته‌ هر جور که‌ خواستن میتوانند قضاوت کنند ولی این 1000 قبضه‌ اسلحه‌ زنگ زده‌ای که‌ پ ک ک در دست دارد وضعیت را تغیر داده‌ است در کردستان ترکیه‌ کشوری که‌ حتی کلمه‌ کردستان 3 ماه زندانی دارد کشوری که‌ تا قبل از مبارزه‌ پ ک ک وجود کورد را در ترکیه‌ انکار میکرد امروز نخست وزیر با آن همه‌ شیادی که‌ دارند در مقابل ( ماس مدیا ) مجبورند بگویند در ترکیه‌ کورد هم هست ولی هم زمان آن حمله‌ وسیع نظامی را برای سرکوبی و اظمحلال این ملت را نیز در دستور کار خود میگذارد.

حال بگردیم به‌ داستان واقعی امروزه‌ در کوردستان ترکیه‌ این جنبش عظیم را چه‌ خوشمان بیاد چه‌ خوشمان نیاید پ ك ك آن را نمایندگی میکند جنبشی که‌ تا اعماق جسم و روح فرد، فرد ملت کرد در سرزمین کوردستان ‌ رسوخ کرده‌ و به‌ آنچنان جنبش نیرومندی تبدیل شده‌ که هیچ نیروی قادر به‌ حذف آن نخواهد شد امروز پ ك ك تنها چند هزار جوان مسلح کرد نیستند که‌ در رشته‌ - کو ه‌های زاگروس، قندیل در مقابل ماشین جنگی ترکیه‌ قرار گرفته‌ باشند امروزه‌ پ ك ك به‌ نیروی میلیونی تبدیل شده‌ که‌ این نیروی عظیم درست است در ترکیه‌ حضور دارد ولی در اقصا نقاط جهان نیز هوادار تا پای جان دارد به‌ جرئت میتوان گفت از 800 هزار کوردی که‌ در آلمان زندگی میکنند برای نمونه‌ 400 هزار آن نیروی پ ک ک هستند .

این چنین نیروی از نظر مالی هیچ وقت مانند احزاب سنتی کورد در مضیقه‌ مالی قرار نگرفت پ ک ک هر فراخوانی بدهد فورأ نشانه‌های آن را در جامعه‌ کردستان خواهی دید برای نمونه‌ ما در کوردستان ایران احزاب توده‌ ای دمکرات و کومله‌ را داریم هر چند این احزاب بر جامعه‌ کردستان ایران تأثیر گذارند ولی تأثیرات آنها کند و 100% نیست ولی وضع برای پ ک ک جوری دیگر است هر فراخوانی را که‌ این حزب بدهد فورأ عوارض آن را در جامعه‌ کردستان ترکیه‌ خواهی دید برای تظاهرات برای جمع اوری کمک مالی برای نمونه‌ همین کافیست که‌ پ ك ك 65 میلیون دولار قرار بود برای یک تلویزون ساتلایت نوع تلویزون الجزیره‌ هزینه‌ کند پ ك ك هیج وقت دچار فساد مالی نشده‌ همچنان که‌ میگویند هر 6 ماه یک بار تمامی مسئولان مالی آن عوض میشوند که‌ دچار فساد مالی نگردند تمامی احزاب ایرانی ، کردی ، ترکی همیشه‌ نفر اول حزب مسئول کل مالی آن حزب بوده‌ و اگر آن مسئول اول حزب دچار صانحه‌ یا گرفتاری میشوده‌ تمامی

امکانات مالی حزب را نیز بر باد میداده‌ ولی میگویند با دستگیری اوجلان ایشان تنها 10 دلار داشته‌ و بعد از دستگیر آن تمام امکانات مالی پ ک ک دست نخورده‌ باقی میماند.

با تمام این احوال ملت کورد در کردستان ترکیه‌ مصمم هستند برای بدست آوردن آزادی خود و در این را فداکاری میکنند و قربانی میدهند و حضور میلیونی ان مردم جنبش کردستان ترکیه‌ را برای رسیدن به‌ آزادی شکست ناپذیر کرده‌ شاید در مقاطقی ترکیه‌ به‌ پیروزهای مقطعی بر گریلاهای پ ک ک گردد ولی پیروزی نهایی از آن ملت کورد است .

باید امیدوار بود که‌ ترکیه‌ از در مصالحه‌ و دیالوگ با ملت کورد در آید و حقوق آنا ن را به‌ رسمیت بشناسد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 3:30  توسط جوانان نقده  | 

آنچه که میتوان از اندیشه های الحاقی (پان) تورکان دریافت،تقدس سه"پارادایم"و محوراصلی است :

الف – سرزمین "مقدس" ترکستان (مغولستان و شرق دور)

ب – زبان "مقدس" تورکی

ج - نژاد واحد و"مقدس" تورکی

 پانترکان واژه تورک را مقدس میدانند و به بوزگورد(گرگ خاکستری)بعنوان توتم قدرت دهنده درندگی و بربریت اعتقاد دارند. بنابراین پان ترکیسم با توجه به مولفه های آشکار آن در تضاد با اسلام و یکتاپرستی قرار دارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:53  توسط جوانان نقده  | 

 

زبان مـردم آتورپاتكان، زبان ايراني بوده است  « پروفسور اقرار علي اوف »
«پروفسور اقرار علي‌اوف» از دانشمندان برجسته تـاريخ‌شناسي و زبان‌شناسي جمهوري آذربايجان است كه مرتبت و منزلت علمي والاي وي به سبب تحقيقات گرانسنگ در گستره شوروي سابق و كشورهايي مانند ايـران و تركيه، بر همگان روشن است. اقرار علي‌اوف، عضو هيات علمي آكادمي علوم جمهوري آذربايجان در باكوست.
كتاب «تـاريخ آتورپاتكان» يكي از تاليفات علمي و مهم «پروفسور اقرار علي اوف» مي باشد كه در هفت بخش تدوين شده و نكته‌هاي بديع از تـاريخ آتورپاتكان را باز مي‌گويد. يافته‌هاي علمي وي مورد پسند جاهلان و نژادگرايان در جمهوري آذربايجان واقع نشد و گفته مي‌شود كه حتي گروهي از جهال كتب وي را جمع‌آوري كرده و در آتش سوزاندند!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:49  توسط جوانان نقده  |